داستان کودک

داستان کودک

تمرین گفت‌وگونویسی

_علی باورت می‌شه من دیشب با ماشین بابا رانندگی کردم؟ _چرا خالی می‌بندی آرمین؟ امکان نداره بابات اجازه داده‌باشه! _چرا باید خالی ببندم؟ _چون تو

ادامه مطلب »

در تب و تاب خاطرات

روزهایی هست که وقتی دخترم مریض می‌شود، باید میخکوب کنار تختش بنشینم. اجازه نمی‌دهد از کنارش بلند شوم یا کاری انجام دهم. امروز هم از

ادامه مطلب »

آزادنویسی با کاغذ و قلم

مدت‌ها بود جز نوشتن صفحات صبحگاهی _ که همیشه با قلم و کاغذ انجام می‌دهم _ باقی نوشته‌هایم، حتی یادداشت‌برداری از کتاب‌ها، با موبایل یا

ادامه مطلب »