روز دوستداشتنی من
روز را با یک موفقیت کوچک شروع کردم. دیشب بعد از مدتها، پیش از دوازده موبایل را کنار گذاشتم و خوابیدم. همین کار ساده برایم یک رکورد خوب …
من وحیده ماهانی هستم.
زنی که میان کتابها و روزهای معمولی مینویسد.
گاهی از مادری، گاهی از یک داستان که تکانم داده، و گاهی فقط از چیزهایی که دلم نخواسته فراموششان کند.
میتوانی نوشتههایم را در کانال کافه نوشتن هم بخوانی.
هنوز مطلبی در این بخش منتشر نشده است.
روز را با یک موفقیت کوچک شروع کردم. دیشب بعد از مدتها، پیش از دوازده موبایل را کنار گذاشتم و خوابیدم. همین کار ساده برایم یک رکورد خوب …
هوا تاریک است؛ تاریکِ تاریک. انگار ساعتها از شب گذشته و وقت خواب نزدیک شده. فکر میکنم دستکم ساعت نُه شده، اما نه، هنوز پنجونیم عصر است. همان …
داستان با گرفتار شدن یک موش در تله آغاز میشود؛ اتفاقی ساده که بهانهای میشود برای گرد آمدن چند مرد و تصمیمگیری دربارهی سرنوشت موجودی بیدفاع. هرکدام پیشنهادی …
داستان در مطب دندانپزشکی میگذرد؛ فضایی تلخ و ناخوشایند که چوبک با جزئیات حسی، بهویژه صداها و بوها، آن را ملموس میکند. صدای ابزارها، بوهای تند و انتظار، …
ماجرا با نامههای تهدیدآمیزی آغاز میشود که به دست رئیس یک اداره میرسد. نویسندهی ناشناس در این نامهها او را به مرگ تهدید میکند و از ظلم و …
«نوشتن، نوعی دیدن است؛ دیدن چیزهایی که دیگران از کنارشان میگذرند.»