داستان کوتاه باشه و درخت| اعظم رهنورد زریاب
داستان «باشه و درخت» نوشتهی اعظم رهنورد زریاب، یک روایت تمثیلی دربارهی وابستگی و اسارت است. داستان از زاویهی دید اولشخص روایت میشود و در
داستان «باشه و درخت» نوشتهی اعظم رهنورد زریاب، یک روایت تمثیلی دربارهی وابستگی و اسارت است. داستان از زاویهی دید اولشخص روایت میشود و در
داستان «صدای سوت قطار» روایت مردی است که در ایستگاه کوچکی در انتظار قطار نشسته و سالها از زندگی و تغییر فاصله گرفته است. او
داستان «زنان آسیبپذیر» تصویری از زنانی را به نمایش میگذارد که جای خالی عشق در زندگیشان به زخمی تبدیل میشود که تا عمق جانشان را
داستان دربارهی زنی است که دختر خردسالش را از دست داده و در میان درد و آشفتگیهای ذهنیاش، تلاش میکند با واقعیت روبهرو شود. روایت
داستان در مورد طلبهای جوان است که در پی فراگیری مغنی برای معمّم شدن است و چون شیوهی سنتی حوزه با تغییر کتابها تغییر کردهاست،
پسر جوانی که به دلیل تروماهای دوران کودکی دو با تجربه خودکشی کرده و به بیماری خودآزاری مبتلا است، تصمیم میگیرد به جای پایان دادن
داستان دربارهی مردی به نام هارلند است که پس از بازنشستگی، بهعنوان لیدر تور یک عمارت تاریخی کار میکند. اما او یک ویژگی خاص دارد:
داستان دربارهی زنی خودخواه و لجباز است که خودش را قربانی ازدواج اجباری میداند. او از شوهرش متنفر نیست، اما در برابر زندگیای که تصور
پسر بچهای با غم از دست دادن پدرش روبهرو شده و نمیداند چگونه باید با این فقدان کنار بیاید. درحالیکه در اندوه فرو رفته، از
گاهی برای انتقام، نیازی به خنجری در سینهی دشمن نیست. گاهی فقط چند کلمه کافی است تا روح یک نفر را نابود کند. این همان