داستان کوتاه پس از آن‌که به رودخانه پرت شدم و پیش‌از این‌که غرق شوم

داستان کوتاه پس از آن‌که به رودخانه پرت شدم و پیش‌از این‌که غرق شوم

عنوان کتاب:  چطور گرسنه هستیم

نویسنده: دیو اِگِرز

مترجم: بابک مظلومی

عنوان داستان: پس از آن‌که به رودخانه پرت شدم و پیش‌از این‌که غرق شوم

خلاصه‌ی داستان:

داستان در مورد سگی به نام «استیون» است که توسط خودش روایت می‌شود. در این داستان استیون که وقتی توله‌ی کوچکی بوده به رودخانه انداخته شده و بعد توسط مردی نجات یافته است، از زندگی و روزمرگی‌های خودش می‌گوید.

از تفریحاتش با سگ‌های مثل خودش، از آدم‌ها و شهر‌های بدون روح و سرد آن‌ها، از خانواده‌ای که با آن‌ها زندگی می‌کند و دو دختر دارند و از ظلم و ستم‌هایی که انسان‌ها به سگ‌ها می‌کنند.

استیون فرز و چابک است و عاشق جست و خیز و تجربه کردن، در آخر هم وقتی می‌خواهد پریدن از رودخانه‌ی سیل‌زده را تجربه کند به درون رودخانه می‌افتد و غرق می‌شود.

داستان سرشار توصیفات جذاب و ملموس بود، و راوی بودن سگ باعث جذابیت داستان شده بود.

به اشتراک بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست های مرتبط